عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
262
كشف الحقايق ( فارسى )
عقل دوم كه مبدع فلك كواكب اعلى ( ثوابت ) است كنايه از « اساس » عقل سوم كه مبدع فلك زحل است كنايه از « امام » عقل چهارم كه مبدع فلك مشترى است كنايه از « باب » عقل پنجم كه مبدع فلك مريخ است كنايه از « حجت » عقل ششم كه مبدع فلك شمس است كنايه از « داعى بلاغ » عقل هفتم كه مبدع فلك زهره است كنايه از « داعى مطلق » عقل هشتم كه مبدع فلك عطارد است كنايه از « داعى محدود » عقل نهم كه مبدع فلك قمر است كنايه از « مأذون مطلق » عقل دهم كه مبدع مادون فلك قمر ( عالم عناصر ) است كنايه از « مأذون محدود » ( راحة العقل قاضى حميد الدين كرمانى ص 127 الى 129 ) صفحه ( 18 ) - و مدت آمدن و رفتن او از هزار سال كمتر نيست و از پنجاه هزار سال زياده نيست . گويا به قرينه استدلال و استشهادى كه درباره عدم تجاوز از پنجاه هزار سال به آيه شريفه ( تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ » مىكند در مورد اينكه حد اقل مدت هزار سال است ظاهرا به آيه شريفه : « يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ » ( سجده آيه 5 ) نظر دارد . صفحه ( 18 ) - مقصود از اين جمله آنست كه تا نفس جزوى پرورش يابد و در اين منزل خاك . . . الخ اين مطلب كه اساس و عصاره جميع مبانى و معتقدات مذهب تناسخ است ( اعم از تناسخ هندى و يا نوافلاطونى ) مكرر در اين كتاب به تعبيرهاى گوناگون آمده است . مولانا نيز در « مثنوى بارها همين مطلب را در قالب شعر آورده است از جمله در دفتر سوم در ذكر داستان « وكيل صدر جهان » كه ابيات مشهور : از جمادى مردم و نامى شدم . . . الخ . . . » در آن داستان است ص 574 و رجوع كنيد ص 804 و اين سير و گردش همانست كه گاهى از آن به « سلسلة الترتيب » و گاهى به « سير الى الله » و ديگر مصطلحات تعبير مىكنند و در هندى برهمائى به آن « نيروانا anavriN » گويند . صفحه ( 19 ) برهان عقلى : قضيهايست كه جميع مقدمات آن عقلى صرف باشد در مقابل برهان نقلى كه يكى از دو مقدمه آن ( صغرى يا كبرى ) بايد نقلى باشد و مقدمه ديگر آن عقلى . صفحه ( 24 ) - اما اين حكايت بدان مىماند كه شخصى را بولايت كوران گذر افتاد و حرف پيل و اعضاى پيل را جدا جدا در هر محلهء از آن ولايت نقل كرد :